تبليغاتX
مسواک آبی

















مسواک آبی

 # مشترک مورد نظر در دست رس نمی باشد * 21*

     ( به علت نزدیکی امتحانات ترم)

+نوشته شده در پنجم دی 1387ساعت1:42توسط f35 |

زنده بودن را به بیداری بُگذرانیم،که سال ها به اجبار خواهیم خفت!

+نوشته شده در نوزدهم مهر 1387ساعت1:33توسط f35 | |

ثروتمندان و فقرا دو نگرش كاملا متفاوت نسبت به پول داشته‌اند.فقرا آرزو میكرده‌اند پول به دست آورند و ثروتمندان ایمان داشته‌اند كه بدست می‌آورند

+نوشته شده در پنجم مهر 1387ساعت6:17توسط f35 | |

هر كس بد ما به خلق گويد ما چهره به غم نمي خراشيم ما نيكي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم....

+نوشته شده در بیست و یکم شهریور 1387ساعت4:31توسط f35 | |

انسان عاشق زیبای نمیشه ** بلکه آنچه عاشقش میشه در نظرش زیباست

+نوشته شده در پانزدهم شهریور 1387ساعت4:3توسط f35 | |

ما منتظر پرواز بعد از ظهوریم

+نوشته شده در بیست و یکم مهر 1386ساعت23:10توسط f35 | |

اینو فرستاده بودن تو email خیلی قشنگه حتماً بخونید

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر آن روز ، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
 امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!
     وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

+نوشته شده در دهم شهریور 1386ساعت15:31توسط f35 | |

 

سلام دوستان امروز یه نفر بهم یه

sms داد ، دیدم خیلی قشنگه گذاشتم شما هم بخونید.

×× مردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم ، مردن آن است که از خاطره تو با همه ی خاطره ها محو شوم ××

+نوشته شده در هجدهم مرداد 1386ساعت16:46توسط f35 | |

نقاب

روزي دروغ به حقيقت گفت : ميل داري با هم شنا کنيم ؟ حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول او را خورد . آن

 دو با هم به کنار ساحل رفتند . حقيقت لباسش را در آورد . دروغ حيله گر فوراً لباسهاي او را پوشيد . از

آن روز به بعد هميشه حقيقت عريان و زشت است و دروغ در لباس حقيقت زيبا و فريبنده...!

 

 


(print image)

+نوشته شده در چهاردهم مرداد 1386ساعت13:13توسط | |

مادر

تقدیم  به  مادر عزیزم که با پلک های بی حرکت

خورشید را نگریست,با انگشتان نا لرزان در آتش

چنگ زد و از پس غوغا و فریاد کوردلان,نغمه ی

روح کل را شنید....

 

                                                  جبران

 

 

(print image)

+نوشته شده در چهاردهم مرداد 1386ساعت13:8توسط | |